|
فصل سیزدهم
قیام یهودیان گتو «ورشو»
وسائل تبلیغاتی حکومت آلمان هیتلری به انواع ترفندهای ناجوانمردانه و دروغ
های شرم آور متوسل شدند تا واقعیت کشتار یهودیان را کتمان کنند و دنیا را از
وقوع این بزرگترین فاجعه همه ادوار و قرون ناآگاه نگاه دارند.
آلمانها در این کتمان کاری یک هدف دیگر نیز دنبال می کردند و آن اینکه با
خیزش و مقاومت یهودیان روبرو نشوند و بتوانند انتقال آنها به اردوگاههای مرگ
را راحت تر و بدون رویاروئی با مخالفت ها و درگیریها انجام دهند.
هنگامی که دستور بازداشت همگانی یهودیان لهستان صادر شد و انتقال آنها به
اردوگاههای مرگ آغاز گردید، چنین ادعا کردند که می خواهند شماری از افراد «بیکار
و عاطل» را به کارخانه های روسیه و لهستان بفرستند.
به یهودیان کشورهای غرب اروپا نیز گفته می شد که آنان را به کشورهای شرق
اروپا می فرستند که زندگی آزادتری داشته باشند.
واکنش یهودیان نسبت به فاجعه ای که در انتظار آنها بود و از ماهیت آن اطلاع
دقیقی نداشتند از چند عامل سرچشمه می گرفت.
نازی ها از سال 1933 که قدرت را بدست گرفتند، تا سال 1939 که جنگ جهانی دوم
را آغاز کردند، و همچنین در تمام سال هائی که جنگ ادامه داشت، یهودیان را به
طور منظم مورد تعقیب و آزار قرار داده امکانات مالی
آنان را به کلی از بین برده بودند.

خانواده ها را از خانه های خود بیرون می رانند و به بازداشتگاه مرگ میفرستند
یهودیان افرادی فرسوده، ضعیف، فقیر و ناتوان بودند که
قدرت مقاومت را از دست داده و تا حدودی در برابر سرنوشتی که در شرائط
جنگی در برابر آنان قرار داشت سر تسلیم فرود آورده بودند. آلمان ها شخصیت
انسانی یهودیان را پایمال کرده و همه سازمان های همیاری آنان را متلاشی ساخته
و ارتباط یهودیان با جهان خارج را به کلی قطع کرده بودند.
گرسنگی و مرگ که در گوشه و کنار گتوها و مراکز نگاهداری یهودیان در انتظار
آنان بود، از قدرت مقاومت آنان و میل به ادامه زندگی می کاست. آنان از
اقدامات وحشیانه و ناگهانی مأموران آلمانی و همدستان محلی آنان چنان شگفت زده
و غافلگیر شده بودند که نمی توانستند به مقاومت بپردازند.
سازمان های اجتماعی و رهبران جامعه آنها نیز از بین رفته بودند و نمی
توانستند به یک اقدام همگانی دست بزنند.
کمتر کسی می توانست باور کند که آلمان هیتلری به نابودی طراحی شده و منظم
یهودیان دست زده است.
با اینهمه، کتاب تاریخ هولوکاست حاوی یک برگ پرافتخار قیام جوانان یهودی در
گتو ورشو (پایتخت لهستان) است. شماری از جوانان دلاور و هوشیار، که اطلاع
یافته بودند هیتلر یهودیان را از گتوها به اردوگاههای مرگ منتقل می سازد تا
آنها را نابود کند، در بهار سال 1943 به یک خیزش همگانی دست زدند. رهبری این
قیام دلاورانه را جوان شجاعی به نام «مردخای انی لوویچ» (Mordechai
Anielewicz) به عهده داشت. جوانان یهودی با دست خالی، ولی به کمک ایمان به
قوم خویش و اراده مصمانه برای مبارزه با شیاطین نازی، در برابر یک ارتش منظم
و بسیار قوی، که اکثر کشورهای اروپا را به اشغال درآورده بود، به پا خاستند.
در 18 ژانویه 1943 این جوانان آگاهی یافتند که آلمان ها قصد دارند هزاران نفر
از یهودیانی را که در گتو ورشو متمرکز ساخته بودند به اردوگاههای مرگ بفرستند
و آنها را به قتل برسانند. بنا بر این تصمیم گرفتند مقدمات یک خیزش حماسی را
آماده سازند و از شرف و ملیت خویش دفاع کنند. جوانانی که برخی از آنان با
زحمت زیاد اسلحه کمری کهنه بدست آورده و یا خود آلات جنگی بسیار ابتدائی
تولید کرده بودند، فرمان قیام دادند. آلمان ها که از این واکنش به وحشت
افتاده و انتظار آن را نداشتند، به طور موقت برنامه انتقال یهودیان به
اردوگاههای مرگ را متوقف ساختند. این رویداد موجب دلگرمی بیشتر جوانان یهودی شد و آنها را برای ادامه مبارزه تشویق
کرد.

قیام کنندگان گتو پس از
روزها مقاومت دلیرانه، خود را به پائین پرت میکنند که زنده اسیر نشوند
در 19 آوریل 1943 ، در همان حالی که یهودیان در بدترین
شرائط خود را برای استقبال از عید «پسح» (عید فطیر) آماده می ساختند،
مأموران آلمانی دوباره به داخل گتو ریختند تا یهودیان را سوار کامیون ها کرده
به ایستگاه قطار انتقال دهند. جوانان یهودی که انتظار چنین لحظه ای را داشتند
دستور قیام صادر کردند و بسیاری از یهودیان در تونل های زیرزمینی و یا طبقات
بالای ساختمان ها سنگر گرفتند و به مقاومت پرداختند. تلاش ارتش آلمان برای
ورود به گتو ناکام ماند و از این رو به سربازان دستور داده شد با کمک وسائل
آتش فشان همه ساختمان های گتو را یکی پس از دیگری به آتش بکشند تا کسانی که در آنها سنگر گرفته و یا مخفی شده اند در آتش
بسوزند.

نازیها رزمندگان را با گاز
خفه کننده از سنگرهای زیر زمینی بیرون میکشیدند و تیرباران میکردند
این مبارزه دلیرانه گروهی معدود و کم اسلحه، در برابر
ارتشی که تا دندان مسلح بود، یک ماه تمام ادامه یافت. چندین واحد رزمی
آلمانی در تمام این مدت برای به زانو درآوردن یهودیان به پا خاسته تلاش می
کردند و هر بار با ناکامی روبرو می شدند. ولی بالاخره ارتش آلمان بر سراسر
گتو دوباره مسلط گردید و همه مبارزان را که هنوز در سنگرها مقاومت می کردند
به اسارت گرفت و یا آنان را به گلوله بست.
در تاریخ جنگ جهانی دوم، این نخستین بار بود که یک قیام چریکی علیه سربازان
اشغالگر آلمان هیتلری در داخل یکی از شهرهای اروپا که به اشغال نازیها درآمده
بود به وقوع پیوست.
به دنبال این قیام بود که سربازان آلمانی گتو ورشو را عملا با خاک یکسان
کردند و اکثر ساختمان ها را ویران ساختند و بالاخره بازمانده یهودیان را که
به اسارت گرفته بودند، به اردوگاههای مرگ فرستادند.
در بسیاری دیگر از کشورها و شهرهای تحت اشغال آلمان نازی، عملیات مشابهی (ولی
در ابعاد بسیار کوچکتر) توسط جوانان مبارز یهودی، برای مقابله با ارتش
جنایتکار و بسیار مجهز نازی به عمل آمد که شرح آنها در
این مختصر نمی گنجد.

با درهم کوبیدن قیام گتو ورشو، سربازان نازی
همه جا جوانان یهودی را دستگیر و تیرباران کردند
|