فاجعه هولوکاست  |  بنیاد ید و شم  |  شعر یک کودک

هولوکاست - شــــــوآ هولوکاست - شــــــوآ

    

بخش پانزدهم
مبارزه پارتیزانی یهودیان


اشتباه است اگر تصور شود که همه یهودیان اروپا گوسفندوار و با پای خود به قتلگاه رفتند. گرچه حکومت هیتلری در یک جنگ فرساینده که از سال 1933 (هنگام به قدرت رسیدن هیتلر در آلمان) آغاز شد و تا بهار سال 1945 (پایان جنگ در اروپا) بی وقفه ادامه داشت، یهودی کشی را یکی از اولویتهای خود دانسته و بخش قابل توجهی از امکانات نظامی و منابع لوجیستیک خود را برای اجرای این نقشه شیطانی اختصاص داده بود، یهودیان بسیاری در طول جنگ توانستند از چنگال نازی ها و عمال آنان به جنگلها بگریزند و به پارتیزان ها بپیوندند و در راه مبارزه با ارتش اشغالگر جان خود را فدا کنند.

پارتیزانهای یهودی در نبرد به سلاحهای بسیار ابتدائی مجهز بودند

پارتیزانهای یهودی در نبرد به سلاحهای بسیار ابتدائی مجهز بودند

در کنار این مبارزه پارتیزانی، در گتوها و روستاها و شهرهائی که ارتش آلمان و عمال آن می کوشیدند یهودیان را بازداشت کرده و پس از مصادره اموال، آنها را به کوره های آدم سوزی بفرستند، با آنکه یهودیان از قصد نهائی نازیها و وجود اردوگاههای مرگ آگاهی ملموسی نداشتند، جوانان دلیر یهودی با استفاده از شیوه های مختلف، راه گریز در پیش گرفته و به مبارزه علیه نازیسم می پیوستند.
از قیام یهودیان گتو ورشو علیه نازیها در یکی از فصول پیشین سخن گفتیم و از جمله گفتیم که در بسیاری از گتوها، یهودیان جوان سازمانهای زیرزمینی بوجود آورده بودند تا همزمان با مبارزه علیه نازیها، بتوانند به نیازهای روزمره همکیشان نگون بخت خود رسیدگی کنند و با دست خالی بکوشند از رنج و محنت آنان بکاهند.
از هنگامی که هیتلر در آلمان به قدرست رسید، سازمانهای یهودی و احزاب چپ گرا که در اروپای شرقی برپا شده بودند بسیار فعال بودند- و هنگامی که جنگ جهانی دوم آغاز شد و در همه سالهائی که ادامه داشت، این فعالیت سیاسی نیز دنبال شد و در مبارزه با نازیسم تبلور یافت.
یکی از سازمانهای فعال یهودی «جنبش خالوتس» (החלוץ – Hechalutz پیشگام) نام داشت، که در آن شرائط دشوار پیش از جنگ و پس از بروز آن ، جوانان یهودی را با زبان عبری و آرمانهای یهودی و امید بازگشت به سرزمین پدری (ארץ ישראל ارتس ییسرائل Eretz Israel) آشنا می ساخت. جوانان یهودی، در این جنبش فرا می گرفتند که باید بیم و ترس را کنار گذارند، در برابر یهودستیزان و نامردمانی که از آزار یهودیان لذت می بردند جای خالی نکنند، در برابر آنان بایستند و به یهودی بودن خویش افتخار کنند و خود را برای بازگشت به سرزمین پدری و خاک باستانی اسرائیل آماده سازند.
در آن شرائط دشوار جنگی، یهودیان جوان جلساتی برپا میکردند و به تبادل نظر می پرداختند و به یکدیگر قوت قلب می بخشیدند. پس از اشغال سرزمین های شرق اروپا توسط نازیها، یهودیان جوانی نیز بودند که روزنامه های مخفی منتشر می کردند، گزارشهای جنگ را به آگاهی همگان میرساندند، مردم را به مقاومت در برابر دشمن نازی فرا می خواندند و از یهودیان میخواستند نترسند و مبارزه کنند.
برخی از این سازمانها همچنین به عملیات دلاورانه ای برای نجات کودکان و نوجوانان یهودی دست میزدند. هزاران کودک یهودی از نواحی اشغال شده در اروپای شرقی به این وسیله نجات یافتند و به فرانسه و هلند انتقال یافتند تا ارتش نازی نتواند آنها را به کوره های آدم سوزی بفرستد.

پارتیزانهای یهودی در آخرین سال جنگ خود را برای یورش به واحدهای آلمانی آماده می سازند
پارتیزانهای یهودی در آخرین سال جنگ خود را برای یورش به واحدهای آلمانی آماده می سازند

در بلژیک، یهودیان در براه انداختن نهضت مقاومت ملی علیه اشغالگران آلمانی نقش مهمی داشتند. آنها همچنین در خیزش ضد نازی که در سال 1944 در اسلواکی روی داد سهم قابل توجهی ایفا کردند.
برخی یهودیان یوگوسلاوی و آنانی که توانسته بودند به آن کشور بگریزند، خود را به جنگل های معروف آن کشور رسانده و به پارتیزانها پیوستند و در کنار سپاهیان مارشال «تیتو» (Tito) به مبارزه با اشغالگران هیتلری پرداختند.
در جمهوری های اوکراین و بلاروس نیز دهها هزار نفر یهودی خود را به جنگل ها و مراکز پارتیزانی رساندند و از برپا کنندگان اصلی واحدهای رزمی پارتیزانی بودند و در نبردها دلاوری و جانفشانی کردند. در برخی موارد حتی واحدهای ویژه یهودیان برای مبارزه با آلمان هیتلری برپا شده بود و در مواردی دیگر، یهودیان در واحدهای پارتیزان های محلی می جنگیدند.
یهودیان، در کنار عملیات پارتیزانی ، اردوگاههائی نیز برای پذیرفتن زنان و کودکان و مردان غیررزمی یهودی برپا ساخته بودند تا از افتادن آنها به دست نازیها جلوگیری کنند. پارتیزان های یهودی به این آوارگان آذوقه میرساندند و از آنها محافظت میکردند.
در سال های 1942 و 1943 شمار جوانان یهودی که به خیزش پارتیزان ها پیوسته و در کنار آنها علیه هیتلر می جنگیدند بطور چشم گیری افزایش یافته بود.
در جنگل های اطراف شهر مینسک پایتخت بلاروس، واحدهای مستقل پارتیزانی یهودیان فعالیت میکردند که دلاوری های آنان شهرت بسیار یافت. در لهستان ، شمار یهودیانی که در واحدهای پارتیزانی فعالیت میکردند، به ویژه در واحدهائی که گرایش کمونیستی داشتند، بسیار چشمگیر بود.
در برابر ماشین جنگی عظیم هیتلری، این مبارزه پارتیزانی ظاهرا ناچیز می نمود. ولی همین تعداد کم نیز نشان دلاوری و جانفشانی یهودیان شیردلی بود که نمی خواستند در برابر آلمان هیتلری تسلیم شوند.

 کوبنر (وسط) یک شاعر و یک رزمنده دلاور بود

 کوبنر (وسط) یک شاعر و یک رزمنده دلاور بود

یهودیان نه تنها اسلحه نداشتند و بدست آوردن جنگ افزار، در شرائطی که آلمانها همه چیز آنان را مصادره کرده بودند بسیار دشوار بود، بلکه شوربختانه اهالی روستاهای جنگلی نیز به علت سنت های ضد یهودی ، به پارتیزان ها روی خوش نشان نمی داند، به آنها کمک نمی کردند و حتی مواردی وجود داشت که پارتیزان های یهودی را لو می دادند تا سربازان آلمانی و یا عمال محلی شان آنان را دستگیر کنند. در برخی موارد باندهای تبهکاری نیز که به جنگل ها گریخته بودند به آزار یهودیان می پرداختند. فرماندهان برخی گروههای پارتیزانی حاضر نبودند جوانان یهودی را در صفوف خود بپذیرند و در واحدهائی که فرماندهان آنها یهودستیز بودند، پارتیزان های یهودی را حتی به گلوله می بستند و آنها را بیرحمانه به قتل می رساندند – زیرا به باور آنان، یهودی کشی بر مبارزه با آلمان هیتلری اولویت داشت.
در سال های جنگ جهانی دوم، صدها هزار نفر یهودی از کشورهائی که با آلمان نازی می جنگیدند به ارتش متفقین پیوستند تا سهم خود را در مبارزه با هیتلر و پایان بخشیدن به جنایات او ایفا کنند. هزاران نفر از جوانان یهودی در سرزمین اسرائیل نیز (که در آن هنگام تحت قیمومت بریتانیا بود) برای عضویت در ارتش متفقین و پیوستن به واحدهای جنگی انگلیس داوطلب شدند. ولی دولت بریتانیا حاضر نبود به این داوطلبان مأموریت رزمی بدهد، بلکه آنها را در واحدهای خدماتی (همانند حمل و نقل) و یا پشت جبهه به خدمت می گرفت. یهودیان بسیاری بودند که در ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی به دریافت نشان شهامت و لیاقت مفتخر گردیدند.


 بالای صفحه | چاپ کنید

استفاده از این مطالب با ذکر ماخذ آزاد است