فاجعه هولوکاست  |  بنیاد ید و شم  |  شعر یک کودک

هولوکاست - شــــــوآ هولوکاست - شــــــوآ

     

بخش چهارم
آلمان، خاستگاه نژاد پرستان


در سال 1935 که هیتلر پایه های حکومت استبدادی خود در آلمان را مستحکم تصور میکرد، دستور تصویب یک قانون کلی را صادر کرد که به موجب آن نژادپرستی و یهود آزاری به صورت بخش جدائی ناپذیری از سیاست رسمی حکومت او درآمد.
این لایحه در سپتامبر 1935 برای تصویب به پارلمان آلمان تسلیم گردید و «قوانین نورنبرگ» (Nuerenberger Gezetze)نام گرفت. این لایحه که پیشتر در نشست کمیته مرکزی حزب نازی تائید شده بود، با اکثریت بزرگی در پارلمان به تصویب رسید. «قوانین نورنبرگ» در عین حال که اساسی ترین حقوق شهروندی و انسانی در حکومت آلمان هیتلری را زیرپا میگذاشت، بیشترین ضربه را بر یهودیان وارد میآورد – که به موجب آن، به شهروندان درجه دو تنزل کرده و مورد آزار و تبعیض رسمی قرار داشتند.
با اینهمه، بسیاری از یهودیان آلمان بر این باور نادرست بودند که زادگاهشان به آنها نیاز دارد و نمیتواند برای همیشه از خدمات علمی، پزشکی، اقتصادی، بازرگانی، فرهنگی و هنری آنان صرفنظر کند. آنها هنوز آلمان را دوست داشتند و خود را بخش جدائی ناپذیری از مردمان آن خاک می دانستند.
حقوقدانان و قضات آلمانی، برای تهیه «قوانین نورنبرگ» با حکومت هیتلر همکاری کردند و او را مورد پشتیبانی قرار دادند و پزشکان و دانشمندان آلمانی نیز برای تعیین ضوابط لازم به هدف اجرای این قوانین، به یک سلسله «پژوهشهای علمی!» پرداختند و موازین و اصولی برای شناخت و تفکیک نژادها و شیوه شناخت نژاد یهود وضع کردند و عملا" در جنایات آلمان هیتلری علیه یهودیان و علیه بشریت سهیم گردیدند.

جدول تفکیک نژادها که به دستور هیتلر توسط «دانشمندان» نژاد شناس تهیه گردید
جدول تفکیک نژادها که به دستور هیتلر توسط «دانشمندان» نژاد شناس تهیه گردید

یک کشیش آلمانی به نام «مارتین نی مولر» (Martin Niemoeller) در شعری نوشت:
آنها آمدند و کمونیستها را بردند- و من مخالفتی نکردم، چون کمونیست نبودم. آمدند و سوسیالیستیها را بردند- و من اعتراضی نکردم، زیرا سوسیالیست نبودم. آمدند و یهودیان را بردند- و من کلامی بر لب نیاوردم، چرا که یهودی نبودم.  و آنگاه آمدند و مرا هم بردند- و کسی نمانده بود که زبان به مخالفت گشاید.

یک نمونه از تبلیغات نازی که میکوشید از یهودیان دنیا یک چهره اهریمنی بسازد

یک نمونه از تبلیغات نازی که میکوشید از یهودیان دنیا یک چهره اهریمنی بسازد

بسیاری از آلمانیها تصور میکردند که هیتلر با سیاست گستاخانه و تحریک آمیز خود، که دنیا را به چالش کشیده بود، توانسته است احترام و افتخار آلمان را به آن کشور بازگرداند- و از این رو شمار افرادی که علیه سرکوب آزادیها و نابودی دموکراسی زبان به اعتراض می گشودند زیاد نبود (که آنها هم بشدت سرکوب گردیدند). در اثر اقدامات هیتلر، رکود اقتصادی آلمان پایان گرفت و او یک ارتش قوی برپا ساخت که موجب افتخار و خرسندی بسیاری از آلمانیها (و در تناقص کامل با قرارداد ورسای) بود.

هیتلر با گستاخی و تهدید به جنگ و خونریزی، دو بخش «سارلند» و «راین لند» (Saarland & Rhineland) را به خاک آلمان ضمیه کرد و بر اتریش مسلط شد و غرور و سربلندی ظاهری و کاذب را به آلمانیها باز گردانید.
هیتلر برای آنکه اروپائیان را خواب کند تا در خفا بتواند شیوه اجرای نقشه های شیطانی خود را تدارک ببیند، با لهستان، بریتانیا، دربار واتیکان و کشور اتحاد شوروی پیمان همکاری و عدم تعرض بست، که موجب تحکیم مقام آلمان در صحنه بین المللی گردید.
برگزاری بازیهای المپیک در سال 1936 در آلمان چهره آن سرزمین را در دنیا دگرگون ساخت و بسیاری از سیاستمداران جهان ستیزخوئی و جنگ افروزی هیتلر را نادیده گرفتند و ادعا کردند که آزار یهودیان و سرکوب و ستم نسبت به آنان یک امر داخلی آلمان است که نیاز به دخالت خارجی ندارد.
 


 بالای صفحه | چاپ کنید

استفاده از این مطالب با ذکر ماخذ آزاد است