فاجعه هولوکاست  |  بنیاد ید و شم  |  شعر یک کودک

هولوکاست - شــــــوآ هولوکاست - شــــــوآ

    

بخش ششم
جهان دروازه های خود را می بندد


به دنبال رویدادهای دهشتناک «کریستال ناخت» (به بخش پنجم مراجعه کنید)، بسیاری از یهودیان دریافتند که چاره ای جز ترک آلمان و صرفنظر کردن از زادگاه خود و خانه و کاشانه خویش ندارند. همزمان، فشار علیه یهودیان در کشورهائی که تحت سلطه یا نفوذ آلمان نازی درآمده بودند، شدت گرفت.
نه تنها یهودیان آلمان، بلکه بسیاری از یهودیان اتریش و چکسوسلواکی نیز درصدد جلای وطن برآمدند. ولی شوربختانه بسیاری از کشورهای جهان درهای خود را به روی این یهودیان آواره بسته و اجازه ورود به آنان نمی دادند- گوئی رهبران کشورهای آزاد جهان چشم ندارند و رنج یهودیان را مشاهده نمی کنند و از ارزشهای اخلاقی و این اصل انسانی که «بنی آدم اعضای یکدیگرند» بوئی نبرده اند.
یهودیان مأیوسانه در جستجوی کشور یا سرزمینی بودند که حاضر شود آنان را بپذیرد. هزاران نفر از یهودیان راهی شهر شانگهای در چین شدند. دولت بریتانیا نیز، که در آن سال ها قیمومت سرزمین اسرائیل را به عهده داشت، به حدود ده هزار کودک آواره یهودی اجازه داد به خاک اسرائیل مهاجرت کنند. پدر و مادر بسیاری از این کودکان در بازداشتگاههای مرگ آلمان هیتلری جان باختند، و آنها دیگر هرگز نتوانستند والدین خود را دوباره ببینند.
مسأله آوارگان یهودی آنقدر بحرانی شده بود که رئیس جمهوری آمریکا به شدت زیر فشار قرار گرفت تا سیاست مهاجرپذیری خود را تغییر دهد. پرزیدنت «روزولت» (Roosevelt) رئیس جمهوری وقت آمریکا برگزاری یک کنفرانس عالی را در شهر فرانسوی اویان ( Evianدر ساحل دریاچه ژنو) پیشنهاد کرد. این کنفرانس در ماه ژوئیه 1938 برگزار شد- ولی نمایندگان ارشد کشورهای شرکت کننده، در عین حال که ظاهرا" از نگون بختی یهودیان ابراز تأسف و تألم کردند، ادعا نموده گفتند: کشور آنها امکان پذیرش و جذب این آوارگان را ندارد. دولت استرالیا (که یک کشور مهاجرپذیر بود) ادعا کرد که در آن سرزمین مسأله ای به نام «برخوردهای نژادی» وجود ندارد و بنابراین آن کشور مایل نیست با اعطای اجازه ورود به یهودیان، چنین مسأله ای را به وجود آورد.
سرنوشت کشتی «سنت لوئیس» (Saint Louis) یکی از دردناک ترین رویدادهای پیش از جنگ جهانی دوم است که از قساوت قلب برخی رهبران جهان و سودجوئی و فرصت طلبی آنان و بی اعتنائی نسبت به سرنوشت یهودیان پرده برمیدارد:

کشتی سنت لوئیس حامل گروهی یهودیان آلمانی که در هیچ کشور غربی حاضر نشدند به آنان پناه دهند
کشتی سنت لوئیس حامل گروهی یهودیان آلمانی که در هیچ کشور غربی حاضر نشدند به آنان پناه دهند

در ماه مه 1939 کشتی «سنت لوئیس»، حامل 939 یهودی آواره و نگون بخت، که با از دست دادن همه ثروت و امکانات خویش قصد خروج از آلمان و پناه گرفتن در یک کشور دیگر را داشتند، سواحل آلمان را ترک گفت. با آنکه همه این پناهجویان دارای روادید (ویزا) ورود به کوبا بودند، ولی هنگامی که کشتی به بندر هاوانا (پایتخت کوبا) رسید، مقامات به مسافران اجازه پیاده شدن ندادند. سرنشینان کشتی تلاش بسیار کردند شاید اجازه یابند در یکی از بنادر ایالات متحده پیاده شوند، ولی دولت آمریکا نیز به آنان اجازه ورود نداد. کشتی مدت چند هفته در آبهای آزاد سرگردان بود، ولی هیچ کشوری حاضر نمی شد این یهودیان آواره را در خود بپذیرد.
کشتی «سنت لوئیس» به ناچار در 6 ژوئیه 1939 به آلمان بازگشت. در آخرین فرصت دولت های بریتانیا، بلژیک، فرانسه و هلند ظاهرا دلشان بر این نگون بختان به رحم آمد و به آنان به طور موقت پناه دادند. ولی چند ماه پس از آن، ارتش آلمان کشورهای بلژیک، هلند و فرانسه را اشغال کرد و این پناهندگان نیز همانند یهودیان کشورهای اشغالی، توسط مأموران هیتلری بازداشت شدند و رهسپار اردوگاههای مرگ گردیدند و در آنجا به قتل رسیدند.
در سالهای پیش از آغاز جنگ جهانی دوم که یهودیان آلمان و کشورهای تحت نفوذ آن مأیوسانه میکوشیدند سرزمینی را بیابند که بتوانند به آنجا مهاجرت کنند، دولت قیم انگلیس درهای سرزمین اسرائیل (فلسطین) را بسته بود و به این یهودیان اجازه نمیداد به سرزمین تاریخی خود بازگردند. با اینهمه، پس از کوشش بسیار شمار اندکی از یهودیان آلمان اجازه یافتند به سرزمین اسرائیل مهاجرت کنند و حتی اجازه یافتند برخی از اموال خویش را نیز منتقل سازند.
در حالیکه همزمان با به قدرت رسیدن حکومت هیتلر، حدود 500 هزار نفر یهودی در آلمان می زیستند، و با آنکه 160 هزار نفر از آنان قربانی رژیم هیتلری شدند، حدود 300 هزار نفر آنها توانستند از سال 1933 تا سال 1940 که هیتلر کشتار منظم و سیستماتیک یهودیان (موسوم به «راه حل نهائی») را آغاز کرد، خاک آلمان را ترک گویند. بخش اعظم این افراد به ایالات متحده و کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی مهاجرت کردند.
در ماه سپتامبر 1938 دولتهای انگلیس و فرانسه، به تصور آنکه بتوانند از بروز جنگ جهانی دوم جلوگیری کنند، حاضر شدند بخشی از ملت چکوسکواکی را قربانی سازند و در برابر خواسته هیتلر برای ضمیمه کردن ایالت «سودت»(Sudetenland) به خاک آلمان سر تسلیم فرود آورند. نخست وزیر وقت بریتانیا «چمبرلین» (Chamberlain)هنگام بازگشت از کنفرانس مونیخ، با خرسندی اعلام کرد: ما با این قرارداد، صلح جهان را نجات دادیم. ولی «وینستون چرچیل» (Winston Churchill) با اطلاع از جزئیات تسلیم شدن فرانسه و بریتانیا در برابر هیتلر گفت: این تازه آغاز کار است.

چمبرلین نخست وزیر بریتانیا در دیدار با هیتلر هنگام امضای قرارداد مونیخ که نشان ناتوانی اروپا در برابر هیتلر بود
چمبرلین نخست وزیر بریتانیا در دیدار با هیتلر هنگام امضای قرارداد مونیخ که نشان ناتوانی اروپا در برابر هیتلر بود


 بالای صفحه | چاپ کنید

استفاده از این مطالب با ذکر ماخذ آزاد است