|
بخش دهم
حمله به اتحاد جماهیر شوروی
( سال 1941)
حمله نظامی آلمان
هیتلری به خاک اتحاد شوروی (که «عملیات بارباروسا» Operation Barbarossa نام
گرفت) نگون بختی یهودیان اروپا را دوچندان ساخت. زیرا در حالی که حدود سه و
نیم میلیون نفر یهودی در لهستان می زیستند، شمار یهودیان در سراسر اتحاد
شوروی از این رقم نیز بسیار بالاتر بود. صدها هزار نفر از یهودیانی که در
نواحی غربی شوروی می زیستند به نقاط داخلی آن سرزمین گسترده، مخصوصا در
جمهوری های آسیای میانه (به ویژه ازبکستان) نقل مکان کردند.
«عملیات بارباروسا»، برای یهودیان آخرین بخش از توطئه هیتلر برای آنچه که «حل
نهائی مسأله یهود» می نامید محسوب می شد.
در 22 ژوئیه 1941 ، ارتش آلمان با لشگریان بسیار و قدرت کوبنده، با نقض آشکار
پیمان متقابل امنیتی بین دو کشور، به شوروی حمله برد تا آن سرزمین را به
اشغال خود درآورد. این حمله با قدرت و با مهارت زیاد طرح ریزی شده بود و ارتش
آلمان تلاش داشت پیش از فرا رسیدن فصل سرمای زمستان (که ارتش ناپلئون بناپارت
را از پای درآورد) سرنوشت جنگ را رقم بزنند و شوروی را
وادار به تسلیم کنند.
 |
|
اوباش تحریک شده، به زن ناتوان یهودی
حمله برده اند |
آلمانی ها برای آنکه
راه را برای اشغال هرچه سریعتر خاک شوروی آماده سازند، از مدتها پیش از آن در
میان ناسیونالیست های افراطی روسیه و نژادپرستان و یهودستیزان در آن سرزمین
رخنه کرده و به تبلیغات گسترده ضد یهودی دست زده بودند. در سرزمین هائی چون
بلاروس، اوکراین، لتونی و لیتوانی احساسات عمیق ضد کمونیستی وجود داشت که
آلمانها کوشیدند آنرا با گرایش های یهودستیزانه مردمان آن سرزمین ها (که ریشه
تاریخی داشت) درهم آمیزند.
ارتش آلمان از همان روزهای نخستینی که بر شهرها و شهرکهای شوروی مسلط گردید
یهودکشی را آغاز کرد و این جنایات به صورت منظم و با شیوه های شیطانی و با به
کار بردن امکانات گسترده، تا آخرین روزهای جنگ (9 مه 1945) ادامه یافت. در طول این مدت، علاوه بر چند میلیون نفری
که به بازداشتگاههای مرگ فرستاده شدند، کشتار یهودیان در همه شهرها و
مناطق یهودی نشین شوروی و دیگر کشورهای اروپای شرقی که به اشغال ارتش روسیه
درآمده بود دنبال شد.
هیتلر نسبت به کمونیسم تنفری عمیق داشت و اشغال خاک شوروی را به هدف اجرای
نقشه ای که «فضای حیاتیLebensraum » برای توسعه طلبان آلمانی نامیده می شد
بسیار مهم می دانست و همچنین به این تصور باطل رسیده بود که کمونیسم را
یهودیان بوجود آورده اند و از این راه قصد تسلط بر دنیا را دارند و بنابراین
همه کمونیست ها، روشنفکران و یهودیان شوروی را باید نابود کرد.
«عملیات بارباروسا» (به معنی عملیات «ریش حنائی» که لقب یکی از پادشاهان
آلمان در قرن دوازدهم بود) همانگونه که نقطه عطف جنگ جهانی دوم محسوب می شود،
برای یهودیان اروپا نیز بسیار سرنوشت ساز بود. ارتش آلمان در عین حال که به
جنگ ادامه می داد، واحدهای ویژه ای را نیز به پشت جبهه فرستاده بود که دستور
داشتند همه یهودیانی را که در شهرها و نواحی اشغال شده زیست می کنند بیابند و
آنها را در کوتاه ترین مدت نابود کنند تا نتوانند به ارتش شوروی یاری برسانند.
در این عطش سیراب ناپذیر آدمکشی آلمانها، میلیونها نفر از اهالی غیریهودی
شوروی نیز به قتل رسیدند.
در کنار واحدهای منظم ارتش آلمان که به نبرد و اشغال ادامه میدادند، تیپ های
ویژه ای نیز با علائم «A»، «B»، «C» و «D»، شامل افراد اس.اس.، پلیس و
واحدهای کمکی از میان افراد محلی که ضد یهود و ضد کمونیست بودند برپا شد.
افراد این واحدها دستور داشتند نواحی اشغال شده را از وجود افراد مخالف آلمان
پاکسازی کنند. ولی فرمانده یکی از این تیپ های به نام «اوتو اولندورف» (Otto
Ollendorf که خود مسؤول قتل 90 هزار نفر از یهودیان شوروی بود) افشا کرد که «راینهارد
هایدریش» (Reinhard Heydrich) به طور شفاهی دستور داده بود هر یهودی که
شناسائی می شود باید در جا به قتل برسد.
 |
|
به زنان یهودی لحظاتی
پیش از تیرباران دستور داده اند لخت
شوند. ولی آنها هنوز نمی دانند چه سرنوشتی در انتظار دارند |
در هر شهر و شهرک،
افراد ویژه اس.اس. با کمک همدستان محلی، یهودیان را گرد می آوردند، آنان را
به خارج از شهر می بردند، دستور می دادند چاله های بزرگ حفر کنند و سپس از
پشت سر آنان را هدف رگبار گلوله قرار داده و اجسادشان را به داخل چاله ها می
انداختند.
یهودستیزان محلی در اوکراین و اماکن دیگر، این دستور آلمانها را با ولع و
التهاب زیاد اجرا کردند تا هر چه زودتر به آرزوی نابودی یهودیان برسند.
صدها هزار نفر یهودی ساکن شوروی، به این شیوه به قتل رسیدند و اجساد آنها در
گودال و خندق دفن گردید.
یکی از فاجعه بارترین قتل گاههای شیطان نازی در نقطه ای به نام «بابی یار» (Babi
Yar) در حومه شهر کیف پایتخت اوکراین بود. فرمانده تیپ آلمانی دستور داد همه
یهودیان شهر کیف را به عنوان انتقام جوئی نسبت به عملیات چریکی پارتیزان های
محلی علیه ارتش آلمان، در یک محل گرد آورند و آنها را به رگبار گلوله ببندند.
بسیاری از یهودیان شهر که امکان فرار پیدا نکرده بودند، به گورستان یهودی که
در حومه شهر قرار داشت برده شدند و در ظرف دو روز در سپتامبر 1941 سربازان
آلمانی و همدستان محلی آنان 771ر33 نفر یهودی را به رگبار گلوله بستند و
اجساد آنان را به داخل خندق «بابی یار» انداختند. هزاران نفر از نگون بختان
کولی و همچنین اسیران جنگی روسی نیز به همین مکان آورده شدند و به قتل رسیدند.
در شهر ویلنا پایتخت لتونی نیز فاجعه مشابهی توسط جنایتکاران آلمانی و محلی
به وقوع پیوست: دهها هزار نفر از یهودیان شهر و اطراف آن را بازداشت کردند،
آنها را به زور اسلحه به جنگلی منتقل ساختند که در فاصله ده کیلومتری از شهر
قرار داشت. یهودیان را دسته دسته به لبه پرتگاه یا خندق بردند و آنان را به
رگبار گلوله بستند تا اجسادشان به داخل خندق بیفتد. شمار بسیار معدودی از
نگون بختان یهودی از این مرگ دهشتناک جان بدر بردند و شماری نیز موفق به فرار
شدند، ولی افراد محلی آنان را محاصره کردند و با ضربات
سهمگین آنها را به وضع فجیعی به قتل رساندند.

اوباش محلی برای آنکه هر چه
زودتر بر اموال یهودیان مسلط شوند آنها را بیرحمانه به قتل میرسانند
شوربختانه باید گفت که یهودستیزان محلی، در همه
کشورهای اروپای شرقی که به اشغال ارتش آلمان نازی درآمد، و حتی حکومت
های کشورهای دیگری که گرچه اشغال نشدند ولی فرمانبردار آلمان هیتلری گردیدند،
اکثرا خود نیز در کشتار یهودیان و غارت اموال آنان نقش فعالی ایفا کردند. با
توجه به این واقعیت تلخ، شگفت آور نیست که هیتلر دستور داد اکثر
بازداشتگاههای مرگ و کوره های آدم سوزی را در خاک لهستان و در دیگر کشورهای
اروپای شرقی برپا سازند و یهودیان اروپای غربی را نیز با قطار راه آهن به آن
جا بفرستند.
|