فصل هیجدهم
پایان فاجعه


قدرت آلمان نازی و اشغالگری های آن تا زمستان سال 1942 به اوج خود رسید. هیتلر قول داده بود که رژیم پاک آریائی، «که در آن افراد نژاد پست چون یهودیان، کولی ها، کمونیست ها و آزاد اندیشان وجود نداشته باشند!»، یک هزار سال دوام خواهد آورد. ولی قدرتی که پایه های آن بر ستمگری و جنایت نهاده شده بود، پیش از آغاز بهار سال 1943 در مسیر قهقرائی گام گذاشت که به انهدام این رژیم جهنمی انجامید.

پیاده شدن نیروهای متفقین در سواحل نورماندی در فرانسه، سرآغاز شکست نهائی ارتش آلمان بود
نازیها به هر شهر و دهکده ای میرسیدند، یهودیان را در نقطه ای متمرکز ساخته و سپس با قطار به اردوگاههای مرگ میفرستادند

در واقع زمان پیوستن ایالات متحده به ارتش متفقین برای سرکوب نازیسم را میتوان سرآغاز مرگ هیتلر نامید و شکست نازی ها در نبرد العلمین (در شنزارهای بین لیبی و مصر در آفریقای شمالی) در سال 1942 مسیر جنگ را به زیان هیتلر تغییر داد. پس از آن شکست ننگین ارتش نازی در نبرد بر سر اشغال استالینگراد در فوریه سال 1943 بود که ضربات بیشتری بر رؤیاهای جنون آمیز هیتلر وارد آورد.
هجوم ارتش متفقین به ایتالیا در تابستان 1943 یکی از نشانه های نزدیک بودن فروپاشی حکومت هیتلری بود. «موسولینی» دیکتاتور ایتالیا یار و هم پیمان هیتلر محسوب می شد. ولی پارتیزان های ایتالیا با کمک فعال ارتش متفقین به پا خاستند و او را برانداختند و به کیفر اعمالش رساندند.
در تابستان 1944 (ماه ژوئیه) ارتش متفقین از خاک بریتانیا در ناحیه نورماندی فرانسه نیرو پیاده کرد تا با کمک جنگ افزارهای زیادی که از ایالات متحده دریافت کرده بود، و به کمک فعال سربازان آمریکائی، به مصاف ارتش آلمان بشتابد.
هر یک از نبردهائی که نام بردیم، ضربه دردناکی بر پیکر ارتش آلمان وارد آورد. ولی در همان حال که شهرهای آلمان مرتبا توسط نیروهای متفقین بمباران می شد و سربازان متفقین در سواحل فرانسه پیاده شده و به سوی خاک آلمان به راه افتاده بودند و با آنکه ارتش سرخ به پیشروی از شرق به سوی آلمان ادامه می داد، و احتمال مرگ رژیم هیتلری از افق دور دست به چشم می خورد، آلمان ها همچنان به کشتار یهودیان در اردوگاههای مرگ ادامه می دادند. آنها چنان در انجام این مأموریت جهنمی تعصب داشتند که حتی در روزهای پیش از تسلیم ارتش آلمان بر دامنه کشتارها افزودند و یهودیانی را که با شنیدن خبر نزدیک شدن ارتش متفقین قصد فرار از اردوگاهها را داشتند به رگبار گلوله بستند.

سربازان ارتش سرخ در آوریل 1945 پرچم اتحاد شوروی را بر فراز پارلمان آلمان به اهتزاز در میآورند

سربازان ارتش سرخ در آوریل 1945 پرچم اتحاد شوروی را بر فراز پارلمان آلمان به اهتزاز در میآورند

در نخستین ماههای سال 1945 هجوم گسترده نیروهای متفقین برای اشغال آلمان و به زانو درآوردن ارتش هیتلر آغار شد که به تصرف برلین پایتخت آلمان انجامید. هیتلر ناچار به خودکشی شد و آخرین آثار مقاومت آلمان نازی در هم شکست و جنگ جهانی دوم پایان یافت.
صدها هزار نفر یهودیانی که در دهها اردوگاه مرگ، هنوز توانسته بودند زنده بمانند، توسط سربازان متفقین آزاد شدند. سربازان در برابر خود در واقع اسکلت های متحرکی یافتند که برق زندگی در چشمان آنان دیده نمی شد. افرادی بسیار لاغر و بیمارگونه بودند که توان لبخند زدن نداشتند.
اجساد هزاران نفر مرد و زن و کودکی که زندانبانان آلمانی شتابزده آنان را پیش از فرار خود به قتل رسانده بودند، محوطه اردوگاههای را پر کرده بود. آنانی که زنده مانده بودند اجساد عزیزان خویش را در برابر چشم خود می دیدند. انبارهای اردوگاهها از موی سر کشته شدگان و یا عینک های آنان و دندان های طلا و حتی کفش ها و چمدان های پر یا خالی مملو بود. آلمانی ها که به نظم و ترتیب علاقه ای جنون آمیز داشتند، همه چیز را بطور جداگانه در انبارها نگاهداری میکردند.
در میان نیروهای متفقین، سربازان یهودی بسیاری وجود داشتند که از دیدن همکیشان مصیبت زده خود، با آنکه از مرگ جسته بودند، به تلخی اشک می ریختند. حتی سربازان غیریهودی نیز از دیدن این همه فاجعه و جنایت گریه می کردند.
یهودیان آزاد شده جائی برای رفتن نداشتند. آنها خانه و زندگی و عزیزان و اثاثیه و دارائی خود را کاملا از دست داده بودند و از خود می پرسیدند آیا هنوز در دنیا افرادی
وجود دارند که قلب یک انسان واقعی در سینه آنها می تپد؟

یهودیان نجات یافته از اردوگاههای مرگ نازی، به یکدیگر کمک می کنند از آن جهنم خارج شوند
یهودیان نجات یافته از اردوگاههای مرگ نازی، به یکدیگر کمک می کنند از آن جهنم خارج شوند

هنگامی که سربازان متفقین وارد اردوگاههای مرگ شدند، دیدن اجساد پراکنده آنها را تکان داد
هنگامی که سربازان متفقین وارد اردوگاههای مرگ شدند، دیدن اجساد پراکنده آنها را تکان داد


 بالای صفحه

استفاده از این مطالب با ذکر ماخذ آزاد است