|
بخش سوم
یهود ستیزی در نازیسم
چند هفته پس از به
قدرت رسیدن هیتلر، و به عبارت دقیق تر از 9 مارس 1933 ، یهودآزاری به شیوه
منظم و ترتیب داده شده ، در سراسر آلمان آغاز گردید. کوتاه زمانی پس از آن،
نخستین بازداشگاه حکومت هیتلری در مکانی به نام «داخاو» (Dachau) در حومه شهر
مونیخ گشایش یافت. واحدهای اس.اس. بازداشت شدگان یهودی، کمونیستها،
سوسیالیستها و لیبرالهای آلمان را که از دیدگاه هیتلر دشمنان «رایش سوم»
محسوب می شدند روانه این مکان می ساخت.هدف هیتلر آن بود که از این طریق هر
گونه مخالفت با حکومت خود را سرکوب کند و استبداد کامل برقرار سازد.
مردمسالاری در آلمان، پس از کوتاه زمانی به کلی از میان رفت و حکومت خودکامه
ای برپا گردید که تک حزبی بود و هیچگونه مخالفتی را برنمی تابید. در دو سال
اول پس از آن، هیتلر به تحکیم پایه های قدرت خود پرداخت و به تبلیغات گسترده
ای دست زد تا مردم آلمان او را بعنوان نجات دهنده خود بپرستند و وضعی بوجود
آورد که حزب نازی بر همه امور کشور مسلط شد و اطاعت بی چون و چرا از «فوهرر»
(Fuehrer - رهبر) و مرام نازی به صورت اجباری درآمد.
هیتلر زندگی مردم و امور اجتماعی و سنت های جامعه آلمان را از نو شکل داد و
ریاست و مدیریت همه ادارات دولتی و سازمانهای کشوری را بدست عوامل خود و
پیروان مرام نازی سپرد و حتی قوه قضائیه آلمان را به تسلط خود درآورد. کلیسای
مسیحی نیز که ظاهرا مرام آن دوری از هر گونه خشونت و خونریزی، و ترویج و
تبلیغ مهر و دوستی بود، در برابر دیکتاتوری چون هیتلر سر تعظیم فرود آورد تا
بتواند مقام خود را حفظ کند. با آنکه هیتلر در جریان به قدرت رسیدن و پس از
آن، شمارزیادی از کشیشان مسیحی را نیز به زندان انداخته بود (زیرا آنان در
برابر خشونت و خونریزی رژیم و آزار شهروندان، علیه حزب نازی زبان به اعتراض
گشوده بودند)، پاپ اعظم کاتولیک های جهان، پاپ پی یازدهم (Pope Pius XI) با
هیتلر پیمان برادری امضا کرد.
هنگام پیدایش هیتلر، شمار یهودیان در آلمان حدود 500 هزار نفر بود که کمتر از
یک درصد کل جمعیت را تشکیل می دادند. یهودیان در آن هنگام احساسات میهن
پرستانه بسیار قوی نسبت به آلمان داشتند و خود را بخشی از فرهنگ آن کشور و
آئین و شئون زندگی آن می دانستند.
یهودیان در آن دوران، از چهره های برجسته علمی، هنری، فرهنگی و ادبی آلمان
محسوب می شدند و خدمات برجسته ای به آن سرزمین کرده بودند- به عنوان مثال، 24
درصد از دانشمندان آلمانی که به دریافت جایزه نوبل نائل گردیدند یهودی بودند.
از آنجا که در برخی کشورهای جهان صدای اعتراض علیه یهودآزاری هیتلر بلند شد،
حکومت نازیها چنین تبلیغ کرد که این اعتراض ها در واقع پیامد همان توطئه
جهانی یهودیان است که در سراسر جهان نفوذ دارند. نازیها حاضر نبودند بپذیرند
که دنیای امروز نمی تواند در برابر چنین رویدادهای پلید و ضد انسانی سکوت کند.
به دنبال همین اعتراضهای جهانی بود که هیتلر دستور داد علیه یهودیان آلمان
تحریم اقتصادی برقرار گردد.
هیتلر برای آنکه مردم آلمان را تهییج کند و پایه های قدرت خود را مستحکم تر
سازد و بتواند اهالی آلمان را برای اجرای نقشه های شیطانی خود بسیج نماید، در
آستانه اعلام تحریم اقتصادی، بر گستره تبلیغات ضد یهودی خود افزود تا افکار
عمومی را کاملا آماده کرده باشد.

روی ویترین مغازه واژه «یهودی»
آمده و روی تابلو نوشته شده که آلمانیها نباید از یهودیان خرید کنند
در روزی که تاریخ آن از پیش تعیین شده بود،
یعنی در اول ماه آوریل 1933، اقدامات منظم حزب نازی علیه یهودیان به اجرا
گذاشته شد و گرچه تنها یک روز ادامه داشت، پیامد آن بسیار ویرانگر بود. در
این روز، طبق برنامه قبلی، افراد نازی و طرفداران آنها همه مغازه ها و
فروشگاههای یهودی در شهرهای بزرگ آلمان را مورد یورش قرار دادند و تابلوهائی
بر سر در آنها آویختند که روی آنها نوشته شده بود که آلمانیها نباید از مغازه
های یهودی خرید کنند.
در چهارچوب این عملیات که توسط واحدهای «اس.آ» سازماندهی شده بود، تظاهرات
گسترده ای نیز علیه یهودیان برپا گردید- ولی علیرغم آن، بسیاری از آلمانیها
نیز برای نشان دادن مخالفت خود با این یهودآزاری، به خرید از مغازه ها و
فروشگاههای یهودی ادامه دادند.
در آوریل 1933 گام دیگری در راه برقراری سیاست رسمی یهودآزاری برداشته شد و
آن، لغو شهروندی یهودیان آلمان، سلب هرگونه حقوق مدنی و انسانی از آنها،
ممنوع ساختن فعالیتهای یهودیان و محروم کردن آنان از هر گونه تماس اجتماعی و
مراوده با دیگر اهالی آلمان بود. هیتلر قصد داشت به این ترتیب یهودیان را
ناچار به ترک آلمان سازد.
بسیاری از حقوقدانان و قضات آلمانی، برای حفظ مقام و موقعیت خود، با حکومت
هیتلر برای اجرای سیاستهای یهودستیزانه او همکاری تنگاتنگی داشتند. از آنجا
که پارلمان آلمان نیز در تسلط حزب نازی بود و هیچ حزب یا فراکسیون و یا گروه
مخالفی در برابر هیتلر قرار نداشت، به تدریج سلسله قوانینی نیز برای اجرای
اصل محرومیت یهودیان از حقوق مدنی به تصویب رسید.
 |
|
قضات
آلمانی نسبت به هیتلر سوگند وفاداری یاد میکنند و به سرکوب یهودیان می
پردازند |
به موجب نخستین قوانین تصویب شده، یهودیان را (علیرغم
مهارت، امانت و صداقت آنان) از همه ادارات دولتی اخراج کردند. گام بعدی، کنار
گذاشتن حقوقدانان و وکلای مدافع و قضات یهودی از قوه قضائیه آلمان بود. حتی
پزشکان، پزشکیاران و پرستاران یهودی از بیمارستانها و تشکیلات پزشکی و
بهداشتی آلمان اخراج شدند و یهودیان از ادامه خدمت در ارتش آلمان محروم
گردیدند و همه سربازان، افسران و درجه داران یهودی نیز برکنار گردیدند- و این
در حالی که افسران و سربازان یهودی، در جنگ جهانی اول برای دفاع از آلمان
جانفشانیهای بسیار کرده بودند.
رویداد دهشتناک دیگر هیتلری در سال 1933 برگزاری آئین
های پلید «کتاب سوزان» بود. دشوار میتوان تصور کرد که در قرن بیستم،
در کشوری متمدن و دارای فرهنگ والا چون آلمان، رژیمی به روی کار آید که دستور
سوزاندن کتاب را صادر کند و یک اصل مهم انسانی و حفظ ارزش های اخلاقی را این
چنین وحشیانه زیر پا گذارد.
گرچه قصد هیتلر آن بود که آزادی اندیشه را در آلمان قربانی کند، ولی شمار
زیادی از کتابها از آن رو به بوته آتش افکنده شد که نویسندگان و مؤلفان آنها
یهودی بودند.
دهها سال پیش از این رویداد ننگین ، شاعر و اندیشمند بزرگ آلمانی «هانریش
هاینه» (Heinrich Heine) نوشته بود:
«آنجا که کتاب می سوزانند، انسان را نیز خواهند سوزاند».
به دستور هیتلر، یهودیان از نقش ارزنده و مهمی نیز که در صحنه هنر و ادب و
موسیقی آلمان داشتند کاملا کنار گذاشته شدند و از هرگونه فعالیت هنری محروم
گردیدند و سهم آنان در اعتلای فرهنگ و تمدن آلمان صریحا انکار گردید. |