بخش هفتم
آغاز جنگ جهانی دوم


جنگ جهانی دوم در اول سپتامبر سال 1939 آغاز شد و جهان را در قتل و خونریزی غوطه ور ساخت.
آغاز جنگ، همچنین سرآغاز یک سلسله فجایع بسیار دردناک تر علیه یهودیان اروپا و جهان بود.
ارتش آلمان در آن روز به طور ناگهانی به لهستان حمله برد و بر بخش غربی آن مسلط شد و ارتش اتحاد شوروی طبق قراردادی که با آلمان به منظور تقسیم لهستان امضا کرده بود، بخش شرقی آن را در تسلط خود گرفت. در 22 ژوئن 1941 هیتلر علیه اتحاد شوروی اعلام جنگ داد و سراسر لهستان را به اشغال خود درآورد.

چمبرلین هنگامی که از نزد هیتلر بازگشت ادعا کرد که صلح را با خود به همراه آورده است.
چمبرلین هنگامی که از نزد هیتلر بازگشت ادعا کرد که صلح را با خود به همراه آورده است. ولی هیتلر که در واقع میخواست اروپا را خواب
کند، در اولین فرصت مناسب حمله به لهستان را آغاز کرد و به این ترتیب آتش جنگ جهانی دوم را برافروخت

در آن دوران لهستان شامل یکی از پرجمعیت ترین جوامع یهودی اروپا بود و شمار یهودیان آن کشور بر 5ر3 میلیون نفر بالغ می شد. از هنگام آغاز رسمی جنگ جهانی دوم و اشغال لهستان، حکومت آلمان نازی هر گونه محدودیت را در مورد بازداشت یهودیان، فرستادن آنها به بازداشتگاههای نظامی و کشتن و نابود کردن آنها کنار گذاشت و دست خود را برای از بین بردن انسانهائی که پایه گذار یکتاپرستی در جهان و پیشگام ملت های دنیا در بسیاری از امور علمی، پزشکی، فرهنگی و انسانی بودند کاملا آزاد دید.
در همان نخستین هفته های اشغال لهستان، رئیس اداره مرکزی امنیت «رایش سوم» (راینهارد هایدریش Reinhard Heydrich ) بخشنامه ای برای مسؤولان امنیتی در لهستان اشغال شده فرستاد که در آن دستورات مشروحی برای بازداشت یهودیان و انتقال آنها به اماکن ویژه گنجانیده شده بود.
به موجب این دستور، اشغالگران آلمانی و مأموران دست نشانده آنها در لهستان وظیفه داشتند همه یهودیانی را که در شهرک ها و روستاهای لهستان زندگی می کردند، به محله های یهودی نشین شهرهای بزرگ (موسوم به «گتوها Ghetto ») منتقل کنند و یک سازمان داخلی یهودی نیز برپا سازند که وظیفه آن اجرای دستورات ارتش اشغالگر نازی باشد.
با صدور این دستور، هزاران نفر پزشک، دانشمند، مهندس، آموزگار و افراد عادی یهودی همراه با زن و کودک خود، در شهرها و شهرک ها و روستاها با خشونت و بیرحمی بازداشت شدند و به طور موقت به زندان ها انتقال یافتند.
در جریان این بازداشت های دسته جمعی، سربازان آلمانی و مزدوران لهستانی آنها، هر یهودی را که از دستور آنان سرپیچی می کرد به گلوله می بستند. در این مرحله، قصد سران آلمان هنوز نابودی یهودیان نبود، بلکه هدف آن بود که یهودیان تحت نظر قرار داشته باشند تا نتوانند در انجام برنامه های توسعه طلبانه «رایش سوم» اخلال کنند.

ماموران اس اس هر کجا یهودی می دیدیدند، به ویژه یهودیان مذهبی را ، تحقیر میکردند و شدیدا آزاد می دادند

ماموران اس اس هر کجا یهودی می دیدیدند، به ویژه یهودیان مذهبی را ، تحقیر میکردند و شدیدا آزاد می دادند

سربازان آلمانی از روز اولی که وارد شهرها و روستاهای یهودی نشین لهستان شدند، یهودیان را بازداشت میکردند، به تحقیر و آزار آنان می پرداختند، آنها را به شلاق می بستند، ریش سالخوردگان را به صورت تمسخرآمیز قیچی می کردند، لباس مذهبی آنان را پاره می کردند و موجب رعب و وحشت همگانی می شدند.
افراد واحدهای «اس.اسS.S.» که همراه با سربازان آلمانی به نواحی یهودی نشین لهستان می رسیدند، بلافاصله به آتش زدن کنیساها و مراکز یهودی می پرداختند و گاهی خانه های یهودیان را بر سر آنها خراب می کردند و آنانی را که از خانه گریخته و به خیابان پناه می بردند دستگیر می کردند و به اردوهای کار اجباری می بردند تا به بازسازی نقاط ویران شده جنگی بپردازند.
آلمان هیتلری ادعا می کرد که یهودیان مسبب آغاز جنگ جهانی دوم بوده اند و از این رو جریمه های سنگین بر آنان بست و به هر نقطه ای پا می گذاشت اموال یهودیان را مصادره می کرد، آنها را از کسب و شغل محروم می ساخت و یهودیان را مجبور می کرد بازوبندی داشته باشند تا همانند قرون وسطی، از دور بتوان آنها را تشخیص داد. پس از مدتی، این بازوبند که ستاره شش پر داود (מגן דוד ماگن داوید) بر آن نقش بسته بود باطل گردید و به جای آن «وصله جهودی» رایج شد که به صورت ستاره شش پر زرد رنگی بود که یهودیان ناچار بودند آن را روی سینه خود نصب کنند.


 بالای صفحه

استفاده از این مطالب با ذکر ماخذ آزاد است